شگفت انگیر...

 

تصاویری تماشایی که میلیونها کاربر وب را شیفته کرده است نشان می دهد یک شامپانزه با شیشه مشغول شیر دادن یک توله ببر است.

در طبیعت گاهی صحنه هایی دیده می شود که قبول آن چندان آسان نیست. یکی از این موارد که میلیونها کاربر وب شیفته خود کرده است در باغ وحش "ساموت پراکان" در پایتخت تایلند به ثبت رسیده است.

براساس گزارش لاستمپا، در این تصاویر، یک شامپانزه همانند یک مادر خوانده یا پرستار بچه با استفاده از شیشه شیر مشغول شیر دادن به یک توله ببر 28 روزه است و هنگام شیر دادن به توله ببر به بازدیدکنندگان لبخند می زند.

 

دیکشنری انگلیسی به شیرازی ...

 

 
مي نه؟
 
 
Am I right
 
 
ها والوو
 
 
Yes
 
 
نه كاكو
 
 
No
 
 
نه آمو؟؟
 
 
Really
 
 
يا ابالفضل
 
 
Oh my God
 
 
بري چي چي؟
 
 
Why?
 
 
كاري باري؟
 
 
bye
 
 
آم برو او ورو بیزو باد بیاد
 
 
leave me alone
 
 
آم کله پرک گرفتم
 
 
u made me confused
 
 
ووی آمووو
 
 
wow
 
 
بی اینجو
 
 
come here
 
 
عامو ولش كن،حوصله داري شمو هم ماشاللو
 
 
Take it easy
 
 
جونم مرگ نشي
 
 
so cute
 
 
همی‌ نه‌
 
 
that's true
 
 
ارسیو زدم زیر چلم گوروختم
 
 
I took my shoes and scapped
 
 
قايم
 
 
Hard
 
 
نيوار
 
 
Tape
 
 
حالو چه خبره؟
 
 
Slow down!
 
 
جيگري بشي
 
 
You are disgusting
 
 
آفتوو
 
 
Sunshine
 
 
باريكلوو
 
 
Great
 
 
بونه
 
 
Excuse
 
 
گمپ گلم
 
 
Dear
 
 
عام بپوكي
 
 
when someone eats too much
 
 
صبرم بده،امونم بده
 
 
wait
 
 
خوبوو
 
 
good quality
 
 
كلپوك
 
 
lizard
 
 
دس نماز
 
 
washing yourself before praying
 
 
جنماز
 
 
a square shape device that you can pray on it
 
 
باكيت نیس
 
 
Are you ok?
 
 

انواع دوستی ...

عکس

دوستی با بعضی آدم ها مثل نوشیدن چای کیسه‌ایست.

هول هولکی و دم دستی.
این دوستی‌ها برای رفع تکلیف خوبند.
اما خستگی‌ات را رفع نمی‌کنند.
این چای خوردن‌ها دل آدم را باز نمی‌کند.
خاطره نمی‌شود.
فقط از سر اجبار می‌خوریشان که چای خورده باشی به بعدش هم فکر نمی‌کنی.
دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است.
پر از رنگ و بو.
این دوستی‌ها جان می‌دهد برای مهمان‌بازی برای تعریف کردن لطیفه‌های خنده‌دار.
برای فرستادن اس ام اس‌های صد تا یک غاز.
برای خاطره‌های دمِ دستی.
اولش هم حس خوبی به تو می‌دهند.
این چای زود دم خارجی را می‌ریزی در فنجان بزرگ.
می‌نشینی با شکلات فندقی می‌خوری و فکر می‌کنی خوشحال‌ترین آدم روی زمینی.
فقط نمی‌دانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دو ساعت می‌شود رنگ قیر.
یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجان رنگ می‌دهد که انگار در آن مرکب چین ریخته بودی نه چای.
دوستی با بعضی آدم‌ها مثل نوشیدن چای سرگل لاهیجان است.
باید نرم دم بکشد.
باید انتظارش را بکشی.
باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی.
باید صبر کنی.
 آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی.
باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک.
خوب نگاهش کنی.
عطر ملایمش را احساس کنی
و آهسته، جرعه جرعه بنوشی‌اش و زندگی کنی

 

تو خروس دلمی ...

 

عکس

...از قدیم گفتن : (( سر خروس بی محل رو باید برید )) ! نمی دونم چرا کسی نمی پرسه :

(( آقا خروسه ٬ دردت چیه که وقت و بی وقت داد و هوار می کنی ؟ ))

چرا نمی گن : (( خروسه ٬ غمت چیه ؟ دلت از چی گرفته که این طور پریشون و بیقراری ؟ ))

{ به نظر من ٬ شاید دلیلش این باشه که اغلب ما } همیشه به فکر آسایش و خوشی خودمونیم

بدون محاکمه حکم صادر می کنیم و به خاطر یه دل خوشی ساده ٬ دلی دردمند رو آزرده می کنیم

حال این که با چند کلمه حرف محبت آمیز و همدردی میشه امید و دلگرمی رو به همدیگه هدیه بدیم.

من می گم سر خروس بی محل رو باید گذاشت روی زانو با نوازش به درد دلش گوش کرد ٬ گوش

کردن به حرف یه دردمند بهترین مرهم و درمونه واسه این که باعث آرامش میشه.

همراز و همدرد دیگرون بودن ٬ شریک غم و شادی ها شدن ٬ تو رو پیش همه عزیز میکنه

 

 

 

جوک های خیلی با مزه ...

يه روز دو تا تنبل ميرن بانک ميزنن، اولي ميگه بيا پولا رو بشمريم.
دومي ميگه: ولش كن فردا راديو ميگه!

............................................................................

غضنفرمیره دكترمیگه آقای دكترمن فراموشی گرفته‌ام.
دكتر میگه: چندوقته این بیماری رو دارین؟
غضنفرمیگه: كدوم بیماری؟
.......................................................................................

 

غضنفر داشت نوارخالی گوش میداد و بلند بلند گریه میكرده، بهش میگن چرا گریه میكنی؟
میگه: دلم واسه خواننده‌اش میسوزه، طقلكی لال بوده!
............................................................................................................................

غضنفر به زنش ميگه: زن مهريه‌ات را بگذار اجرا تا با پولش خونه بخريم!

...........................................................................................................

يه پسره به دوستش ميگه: بيا بريم دريا.
دوستش ميگه: نه اگه غرقشم مامانم منو ميكشه!

..............................................................................................

به غضنفر میگن بابات به رحمت ایزدی پیوست،
میگه: رحمت ایزدی دیگه کیه؟
میگن: نه منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت،
میگه: دیار باقی دیگه کجاست؟
میگن: یعنی دار فانی رو وداع گفت،
میگه: دار فانی دیگه چه جور داریه؟
میگن: یعنی رخت از این دنیا بربست،
میگه: منظورتون رو نمیفهمم!
میگن: احمق، بابات مرد،
میگه: احمق خوتی، بابا دیگه کیه!
..................................................................................................................

به غضنفر ميگن: دوست داری بابات بميره ارثش به تو برسه؟
ميگه: نه، دوست دارم بکشنش تا ديه هم بگيرم!

........................................................................................

غضنفر را برای بار پنجم به جرم دزدی می‌برن دادگاه
قاضی میگه: خجالت بکش این دفعه‌ی پنجم که میای دادگاه.
غضنفر میگه: خودت خجالت بکش که هر روز اینجایی!

.....................................................................................................

معلم از دانش آموز میپرسه: ناصرالدین شاه چه طوری بر تخت پادشاهی نشست؟
شاگرد: چهار زانو!

.............................................................................................

غضنفر: به خدا من دیوانه نیستم، من نویسنده‌ام، یه کتاب 500 صفحه‌ی بنام "صدای پای اسب" نوشته‌ام.
دکتر: بله، کاملاً درسته، فقط تو 500 صفحه کتاب یک کلمه نوشتی اونهم "پیتیکو ... پیتیکو ... پیتیکو"
............................................................................................................

غضنفر می‌خواست بره کره خورشید، همه بهش می‌گفتند: نرو از گرما جزغاله می‌شی.
غضنفر میگه: نگران نباشید، برنامه ریزی کردم شب برسم!
......................................................................................................................

دو تا دختر داشتند با هم صبحت می کردند. دختر اولی می‌پرسه: تو چرا اینقدر به نامزدت علاقه نشون میدی؟
دختر دومی میگه: میدونی، آخه اون پولداره، ... مهربونه، ... پولداره، ... جوونه، ... پولداره، ... قد بلنده، ... پولداره ...

..................................................................................

غضنفر داشت با دوتا خر فوتبال بازی می‌کرد. بهش میگن چرا با خرها فوتبال بازی می‌کنی؟
میگه: اینها آنقدر هم خر نیستند تا حالا دوتا گل به من زده‌اند!

.....................................................................................................

شب اول قبر غضنفر، نكیر و منكر میان که به حساب و كتابش رسیدگی كنند. هر چی لیست اعمال رو بالا و پایین می‌كنند چیزی دستگیرشون نمی‌شه، یكی‌شون با تردید از اون‌یكی می‌پرسه: به نظر تو، گندزدن گناهه؟ اون‌یكی میگه: نه، فكر نمی‌كنم! اولی میگه: پس اینو باید بفرستیمش بهشت، چون توی زندگیش هیچ كار دیگه‌ای نكرده!
......................................................................................................

غضنفر لب دریا همش داد میزد آفرین، ما شالا ....
،ازش میپرسن چه کار میکنی؟
میگه :پسرم 1 ساعته رفته زیر آب هنوز بر نگشته ...عجب نفسی داره ها ..؟!

......................................................................................................................

بچه: مامان، من چه جوری به دنیا اومدم؟
مادر: بابات خر شد اومد خاستگاری من، من هم خر شدم باهاش
ازدواج كردم، بعد خرتوخر شد و تو به دنیا اومدی!

.................................................................................................................

غضنفر از ژاپن بر می‌گرده، بهش میگن: اونجا مشكل زبان نداشتی؟
میگه: من نه، ولی ژاپنیها چرا!

...............................................................................

غضنفر داشت یکی رو بدجور میزد و هی داد میزد کمک کمک! بهش میگن: بابا تو که داری اینو میزنی، پس چرا کمک می‌خوای؟ میگه: آخه این گفته اگه بلند شم لهت می کنم!
...........................................................................................................

غضنفر وقتی 100سالش میشه، بلیط بخت ازماییش برنده میشه و صاحب یک میلیارد تومان پول میشه. خبرنگاری ازش میپرسه حالا با این پول چکار میکنی؟ میگه: تو مرکز شهر یه ساختمون ده طبقه میخرم از طبقه اول تا دهمشو میکنم توالت عمومی، حتی روی پشت بامشو! خبرنگار با تعجب میگه: حالا چرا توالت عمومی؟ میگه: بخاطر اینکه مردم بتونن از صبح تا شب گند بزنن به این شانس من، که تو 100سالگی برنده یک میلیارد تومان شدم!
..................................................................................................

غضنفر میره مسجد موقع برگشت میبینه کفشاش نیست با خودش میگه:
چهار تا حالت داره:
1- من نیومدم
2- اومدم رفتم
3- بدون کفش اومدم
4- هنوز تو راهم

......................................................................................................................

غضنفر با زنش میرن پیك نیك. زنش میگه بشینیم زیر اون درخت. غضنفر میگه نه، همین وسط جاده امن‌تره، زود پتو رو بنداز! زنش میگه: آخه اینجا ماشین میزنه بهمون! ولی غضنفر با اصرار وسط جاده پتو رو پهن می‌کنه و دو نفری می‌شینند وسط جاده.
بعد از مدتی یه كامیون میاد طرفشون هر چی بوق میزنه، اونا از جاشون تكان نمیخورن، كامیونه هم فرمونو میپیچونه میره تو درخت. غضنفر به زنش میگه: دیدی گفتم وسط جاده امن‌تر! اگه زیر اون درخت بودیم الان هر دومون مرده بودیم!
...............................................................................

غضنفر عاشق میشه، رو در خونش می نویسه: به زودی در این محل عروسی برگزار می‌شود!
..................................................................................................

به غضنفر میگن نظرت در مورد زلزله چیه؟
میگه: خوبه فقط یه کم وقتشو بیشتر کنید!
.......................................................................

غضنفر با نامزدش میرن پارک، غضنفر میگه: عزیزم اگه این درخت كاج زبون داشت الان به ما چی می‌گفت؟ نامزش میگه: اگه زبون داشت می‌گفت: احمق من زردآلوام نه كاج!
.............................................................................................................

لقمان را گفتند ادب از كه آموختی گفت: به تو چه كثافت آشغال عوضی بی شعور!
....................................................................................

 

 

جمله های باحال ...

از چارلی چاپلین می پرسند : خوشبختی چیه ؟ 
می گه : خوشبختی فاصله این بدبختی تا بدبختی بعدیه
............................................................................................

هر نتی كه از عشق سخن بگوید زیباست حالا سمفونی پنجم بتهوون باشد یا زنگ تلفنی كه در انتظار صدای توست

............................................................................................................................

 

اسپانيايی ها مي گن :
"عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايی بلندتر است "
ايتاليايی ها مي گن :
"عشق يعنی ترس از دست دادن تو ! "
ايرانی ها مي گن :
"عشق سوء تفاهمی است بين دو احمق كه با يک ببخشيد تمام مي شود!!!

.............................................................................................................

می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟! 
لبخندی که بی اراده روی لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم

.............................................................................................

از یه نی نی می پرسن عشق یعنی چی ؟ 
می گه : عشخ یهنی بزالی کسی که دوس دالی از پفکت بخوله اما فقط توتا دونه ها ....
..........................................................................................

بزرگی را گفتم : زندگی چند بخش است ؟
گفت : دو بخش ، کودکی و پیری ....
گفتم : پس جوانی چه شد ؟
گفت : با عشق ساخت ، با بی وفایی سوخت ، با جدائی مرد

.....................................................................................

می گی گل رو دوست داری ولی می چینیش ...
می گی بارون رو دوست داری ولی با چتر میری زیرش ...
می گی پرنده رو دوست داری ولی تو قفس می ندازیش ...
چه جوری می تونم نترسم وقتی می گی دوستم داری ؟؟؟
..............................................................................................

منبع:زنده رود

عشقولانه های بامزه  

پازل دل یكی رو بهم ریختن هنر نیست ...
هر وقت تونستی و با تیكه های شكسته ی دل یك نفر یك پازل جدید براش ساختی هنر كردی !

.............................................................................................

می گن شیشه عمر آدما اگه خیس بشه عمرشون کم می شه !
می دونستی چشات شیشه عمر منه ؟

...............................................................................................

عشق آلوچه نیست که بهش نمک بزنی ، دختر همسایه نیست که بهش چشمک بزنی ، غذا نیست که بهش ناخونک بزنی ، عشق مقدسه ، بایدجلوش زانو بزنی

.............................................................................................................

برای نشون دادنه علاقم به تو 3تا کوه می سازم :
اولی کوه وفا
دومی کوه صداقت
سومی کوهی که هر وقت بهم گفتی دوستت ندارم از اون بالا پرتت کنم پایین !

............................................................................................

پرسید : چون دوستم داری بهم نیاز داری ؟ یا چون بهم نیاز داری دوستم داری ؟ 
بهش گفتم : چون دوستت دارم  ...........  بی نیاز ترینم

............................................................................

باید آهسته نوشت 
با دل خسته نوشت 
با لب بسته نوشت… 
گرم و پررنگ نوشت… 
روی هر سنگ نوشت 
                             تا بخوانند همه که اگر عشق نباشد دل نیست

...............................................................................

منبع:زنده رود

جمله های پشت کامیونی...

هندونه بده قاچ كنيم 
لوپتو بده ماچ كنيم !
......................................

در ماهیتابه عشقت سوختیم 
بی وفا روغن بریز !

..................................

آبمیوه صداتم ،
چرخ کرده نگاتم ،
قربون اون چشاتم ،
کشته خندهاتم ،
من مرده حیاتم ،
تا عمر دارم فداتم ،
بعد از مرگم خاک پاتم ،
تا هستی خاطرخاتم

.................................................................

اتل متل رفاقت ، دل به تو كرده عادت ، برات دعا مي كنم ، اينه رسم‎ صداقت

.............................................................

دلبری دارم چو مار عینکی
خوشکل و زیبا ولی کم پولکی !

.....................................................

دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی !
دل ندادم که به من ساندویچ و دلمه دهی !

...................................................................

در بيابانها اگر صد سال سرگردان شوم
به از انكه در وطن محتاج نامردان شوم

.....................................................................

منبع:زنده رود